ديودور سيسيلى ( مترجم : حميد بيكس واسماعيل سنگارى )

51

كتابخانه تاريخى ( سرزمين ميان رودان " بين النهرين " ، حكومت مادها ، آشور ) ( فارسي )

اهل حكومت و قلم و شمشير ارائه مىكردند و نمونه‌هايى به‌عنوان مايه‌ى عبرت از فساد و اثرات آن در مقامات عالى مىآوردند . » « 1 » براى مثال ايسقراط مدح‌نامه اواگوراس را نوشت تا با تمجيد و ستايش از اين شاهزاده شجاع كه در زمان وى مىزيسته است ، جوانان را تشويق كند كه از وى سرمشق گرفته ، به تحقق كارهاى نمايان مبادرت ورزيده ، از اين طريق در جاودانه ساختن نام خويش در تاريخ بكوشند . اندك قطعات بازمانده از افوروس نشان مىدهد كه وى به ويژه اين نگرش اخلاقى را در تاريخ‌نويسى ، يعنى « ستايش مردان نيك و نكوهش بدكاران » « 2 » ، در نوشته‌هاى خويش به كار مىبرده است و مىدانيم كه افوروس يكى از مهم‌ترين مورخان قرن چهارم پ . م است كه بيشترين تأثير را بر مورخان پس از خود برجاى گذارده كه ديودور نيز از جمله‌ى آن‌ها است « 3 » . از اين امر مىتوان چنين استنباط كرد كه افوروس يكى از مورخانى است كه الهام‌بخش ديودور در كاربست اين شيوه از تاريخ‌نگارى است . يكى ديگر از مورخانى كه نگرش اخلاقى به تاريخ داشته و ديودور را سخت تحت‌تأثير خود قرار داده ، پولىبيوس است . مىدانيم كه وى مهم‌ترين منبع ديودور در نگارش كتاب‌هاى بيست و هشتم تا سى و دوم است . پولىبيوس نيز همچون افوروس بر كاركرد اخلاقى و آموزشى تاريخ پاى مىفشرد و سخت پايبند شيوه‌اى از تاريخ‌نگارى بود كه وظيفه‌ى مردم و دولتمردان را به آن‌ها نشان دهد ، از اين‌رو ، او نيز از شيوه‌ى ستايش و نكوهش در تاريخ‌نگارىاش بهره جست « 4 » . به نظر مىرسد كه آبشخور فكرى ديودور در نگارش اين بخش از مقدمه ، افوروس و پولىبيوس بوده‌اند . اينك نظر برخى از پژوهشگران را در اين‌باره مىآوريم :

--> ( 1 ) . اچ . جى . رز ، تاريخ ادبيات يونان ، همان ، صص 444 - 445 و همچنين ر . ك به : G . Schmitz - Kahlmann , DasBeispielderGe schichteimpoliti schenDenkendesIs okrates , Leipzig . 1939 , p . 118 ( 2 ) . blame / praise يا psoigoi / epainoi ( 3 ) . P . J . Stylianou , AcommentaryonDio dorusSiculus , book 15 , Oxford , 1998 , pp . 6 - 7 ( 4 ) . . J . Stylianou , ACommentaryonDio dorusSiculus , Book 15 , Oxfrod , 1998 , p . 8